ما را دوباره در غم خود مبتلا کنید
سالی به انتظار شما گریه کرده ایم
این هم شما و این دل ناقابلی که هست
وقتش شده که روضه ی خود را به پا کنید
رخصت دهید و در دلمان کربلا کنید
دارد امید، درد مرا هم دوا کنید
عطری که از حوالی پرچم وزیده است
ما را به سمت مجلس آقا کشیده است
از صحن این حسینیه تا صحن کربلا
صد کوچه وا کنید، محرم رسیده است
دست ازل، دو چشم مرا وقف گریه کرد
اصلاً مرا برای همین آفریده است!
نورش نمی دهند و بهشتش نمی برند
چشمی که روضه های شما را ندیده است
هر چند صد پیاله تو را گریه کرده اند
امّا هزار قطره ی اشک نچیده است
قلبم به یاد کوثر و زمزم گرفته است
مثل طلوع سوره ی مریم گرفته است
باران دیده های من از رحمت شماست
اشکم به اذن چشم تو نم نم گرفته است
آری در این هوای پر از بغض بی کسی
نام تو در محیط دلم دم گرفته است
آری خدا که خانه ی مشکی گزیده است
روضه برای شاه دو عالم گرفته است
چشمم به راه آمدن ماه گریه هاست
امشب دلم به یاد محرّم گرفته است
دسته کجاست سینه زنش را صدا کند
با ناله های فاطمیَش دم گرفته است
و گریه های یتیمان چقدر نزدیک است
و بوی لاله ی خونین ام کلثوم از



